سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
 صادق هدایت - سبز سبز علوی

آب زندگی

دوشنبه 88 اسفند 3 ساعت 11:0 عصر

آب زندگی

یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچ کس نبود. یک پینه دوزی بود سه تا پسر داشت حسنی قوزی و حسینی کچل و احمدک. پسر بزرگش حسنی دعا نویس و معرکه گیر بود ، پسر دومی حسینی همه کاره و هیچکاره بود، گاهی آب حوض می کشید یا برف پارو می کردو اغلب ول می گشت.
احمدک که از همه کوچکتر بود سری به راه و پائی به راه و عزیز دردانه باباش بود، توی دکان عطاری شاگردی می کرد و سر ماه مزدش را می آورد و به باباش می داد. ... پسر بزگها که کار پا جایی نداشتند و دستشان پیش پدرشان دراز بود چشم نداشتند احمدک رو ببینند.
ادامه مطلب...

نوشته شده توسط : حسینی

نظرات ديگران [ نظر]